دست نوشته های شخصی

خاطره های یک روز ابری در استامبول

سلام .

امروز چهارشنبه ۲۹ دسامبر هستش و روز چهارمی هست که رسیدم استامبول . هوا روز به روز سردتر شده و امروز هم مثل روزهای قبل هوای گرفته و ابری استامبول سردی خاصی رو تو این شهر حاکم کرده . الان که پشت پنجره هتلم روی صندلی لمیدم و دارم ساختمانها و خیابون قدیمی فندق زاده رو نگاه میکنم . هوا گرفته و ابری شده و خداکنه امروز بارون نزنه .

هرچند هوای بارونی دیروز اینجا یه حال دیگه داشت که باید باشید تا بتونید حس کنید . بارونش مثل بارونهای کنار دریا شده و هوای اینجا مثل شمال خودمون با طراوت و قشنگ و دیدنی شده . الان ساعت ۹ صبح هستش ولی انگاری ۵ صبحه و رفیق منم این گوشه داره خروپف میکنه

دیروز بعد قبولی تو ازمون اولم win7 از ظهر تا شب ساعت ۱۲ زدیم خیابون گردی و حسابی مغازه ها و پاساژها رو یکی یکی رفتیم دور زدن

جالبه تو اون هوای سرد خیابونهای استقلال – میدان تقسیم و عثمان بی و …پر آدم بود که با یک شور و نشاط خاصی میان بیرون . انگاری حال این ادمها و روحیه شون با ما ایرانی ها خیلی فرق داره . خیلی شنگول تر و شادتر هستن !! دعا کنیم به جون کشورمون …

خیلی شلوغ بود و ازدحام  جمعیت مثل همیشه. با یک نان فروش ترکم رفیق شده بودیم که سرکی بهش میزدیم و اونم ما رو راهنمایی میکرد . مثلا شده بود مشاور توریستی ما و از مراکز خرید خوب و لباس فروشی های استامبول می گفت و از کلاب های اینجا و دخترای ایتالیایی و فرانسه و ترک که تو تقسیم وول ول میزنن .. بقول خودش دموکرات و نامبر وان ….

خلاصه گفتم یه خاطره کوچولو از دیار ترکها بنویسم تا خاطره ش برام بمونه . ما ک اینجا با همه پیشرفت ها و کلاس این کشور فهمیدیم ترک همیشه ترکه !! اونم ترکهای ترکیه که واقعا سیلندرشون بالاس و میشه گفت ۹۰ درصد ترک اورجینالن !؟

بگذریم . از خاطره های سفر به استامبول میخواستم بگم . اینکه خواستید خرید کنید مثل ایرانی ها گدا بازی درنیارید برید دنبال جاهای ارزون و مفت . دل رو بزنید دریا برید همون میدون تقسیم تو معدن جنسهای شیک و باکلاس مارک دار . دیشب اونجا بودم کلی خرید کردم امشب هم بعد ازمون میرم واسه خرید (البته به ازمون بستگی داره )

اگه ازمون fail بشم مستقیم دربست هتل ! بی خیال لباس و مارک و تفریح و عشق وحال و اگه هم قبول شدیم که جای همه تونو تو این سرما خالی میکنم بخصوص جای عزیزم رو.

دیشب کلی تو میدون تقسیم دور زدیم تو اون سرما گرمای خاصی میگیره ادم . از اینها که بگذریم ما که ازمونمون رو هم ترکونده بودیم سرحال و داغ داغ . اینم چند تا نما از بازار تو میدان تقسیم بقول اینا تکسیم

چند تا عکس از اینجا up کردم تا یه حالی تازه بشه به زودی عکسهای خودمو هم اپ میکنم رو وب !

راستی یادم رفت بگم با این تورهای ایرانی هم که وعده تور و گردشگری میدن هوایی نشید برید … خودتون برید صفا کنید حالش بیشتره البته تور ما که اینطوری بود و میشه بگم اولین و اخرین باری بود که هوس اومدن با تور رو کردم

بازم جای همه دوستان خالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.