دست نوشته های شخصی

دلتنگی های شبانه قبل از آزمون

یک هفته ای هست که توی هتل مارمارای استانبول اسکان کرده ایم و الان راس ساعت ۲شب بوقت استانبول و ۳٫۳۰ به وقت خودمونه !

فردا آزمون مهم   Virtualization administrator 70-693  رو در پیش دارم و مجبورم امشب رو تا صبح بیدار باشم . سرشبی هم که با مهدی برنامه استخر  همراه با کلی خنده به پایان رسید و مجدد برگشتیم هتل . مهدی خان الان در حال خروپف کردنه و البته نیم ساعت دیگه اونم باید بیدار بشه .

نمی دونم چرا ما ایرانی ها همیشه عادت کردیم شب امتحانی باشیم . ولی خوب ما که چند ماهی هست داریم می خونیم ولی بازم مزه شب امتحان خوندن خدایی یه چیز دیگه س …

خاطرات این یک هفته و اندی رو نمیشه در یک لحظه گفت و مهم هم نیست که چه گذشته . مهم این هست که دقایقی رو که گذروندیم خوش باشیم و به بهترین حالت بگذرونیم.

منم از سر بیکاری امشب برا رفع خستگی گفتم یه مرور خاطره کنم . از آشنایی با وحیدمقیسه تو فرودگاه و سوژه کردن این بنده خدا ، از صبحانه های هتل و لیدرقلابی سه ماهه ، یا چه میدونم از این همه جماعت خانوم پرسروصدای ایرانی که امشب در غیابشون دیسکوهای استانبول ارومه و هتل ما ارومتر ! و یا از کفش خریدن و فروشنده عشق انریکو بگیم یا از دخترای تونسی هتل یا از فنج توی آشپزخونه . یا از غذاهای مسخره ۳۳ لیری اینجا که هرجور حساب میکنیم می بینیم ساندویچ ۲۰ هزارتومنی خیلی بی معنیست !

شایدم از این رزرواسیون ترکعلی که فقط زبون مادرشو می فهمه و بس با اون استخر سونا جکوزی و ماساژشون که بخصوص ماساژ ۱۲شبشون واقعا هم ۵۰ دلار می ارزه با اون لولوی وحشتناک که خوب دوسه شب اسگولش کردیم .

بگذریم خاطره خیلی زیاده و بیشتر مرور خاطره هاشه که ارزش خندیدن و شاد بودن داره و این همه شب گردی و تفریحاتی که رفتیم .

اما امشب خیلی مهمه و کلا امروز همه برنامه هامون تعطیل شد و جز استخر دوسه ساعت قبل یک لحظه هم از پای سیستم و جزوه ها بلند نشدیم . فردا روز خیلی مهمیه و فکر میکنم مهمترین روز سفر منه …

 

راستی این اکواریوم استانبولی ها هم جای بدی نیست و ارزش یکبار رفتن رو خداوکیلی داره . بازار فوریوم هم که واقعا دیدنی هست با انواع برندهای معروف دنیا برای اونا که عشق واقعی مارک هستن .

در هر صورت سفر چند روزه به اخراش داره می رسه و این سفر هم برای من مثل همیشه یه تجربه شیرین بود با امید بدست اوردن یه افتخار دیگه برای خودم!

سفر دونفری که به اتفاق دانشجوی پرتلاشم اقای زیبایی اتفاق افتاد و امیدوارم مهدی هم تو ازمون فردا بتونه موفق بشه و یک افتخار خوب رو بدست بیاره .

شاید جای خیلی ها که عازم این سفر بودن و از سفر جا موندن خالی بود. ما که جای همه دوستان و جای اونایی که واقعا دوستشون داریم رو خالی کردیم و یادشون رو اینجا سبز نگه داشتیم …

به امید بهترین ها

 

 

 

4 thoughts on “دلتنگی های شبانه قبل از آزمون

  1. استاد امیدوارم همینجور که امتحانو خوب دادین و بهتون خوش میگذره نمره های شبکه ما بچه های سخت افزارم خوب بدین تا ما هم شاد بشیم.به امید قبولی شما در آزمون

  2. خاطراتت دلتنگم کرد . منو یاد شب قبل امتحانم انداخت که ای کاش اگر قرار بود با فاصله یک هفته ای از هم اونجا باشیم باهم اونجا میبودیم و این خاطرات باهم رقم میخورد .
    فروم استانبول رو که دیدم یاد آکواریم افتادم و اون لحضاط زیبای اونجا ، یاد اون فروشگاه های بزرگ که واقعا هوش از سر آدم میبره و یاد کلی خاطره دیگه که …. بگذریم . خوشحالم که این امتحان رو با سربلندی پاس کردی و باعث افتخار خانواده شدی .
    بهت صمیمانه و از ته قلب تبریک میگم .

  3. زیبا نوشتید جناب کوشکی – و چند دقیقه ای ما هم در حالت مجازی رفتیم استامبول

    دعا کنید ما هم هر چه زودتر عازم سفر به این شهر بشیم :دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.