درباره من

omid1 امید کوشکی، زادگاهم دیار سربداران، شهر ابوالفضل بیهقی، محمود دولت آبادی، فیلسوف شرق حاج ملاهادی و پا گرفته از کویر علی شریعتی؛ پرورش یافته و بزرگ شده در سرزمینی سخت، با روزهایی گرم و شبهایی پر از ستاره های کویر.
دوران نوجوانی و جوانی را با عشق به پرسپولیس، مارادونا، خواندن کویریات شریعتی، کتابهای ذبیح اله منصوری، صادق هدایت، فروغ و سهراب و فریدون و نیما سپری می کردیم. یاد کیهان ورزشی ها، دانستنی ها، دانشمندها، بازیهای محلی، هفت سنگ و دیوارهای کاهگلی کوچه ها بخیر! حس قشنگی بود آن روزها…

در سال ۷۶ برای فرار از درس عربی به رشته (کاملا خارجکی) کامپیوتر رو آوردم، غافل از آنکه عربی تا پایان تحصیلات متوسطه همراه من بود! در سال ۷۸ با قبول شدن در دانشکده فنی به یکی از رویاهای روزهای جوانی دست پیدا کردم. قبولی در دانشگاه و گرفتن نام دانشجو ابهتی داشت! بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی، شروع فعالیتهای کاری من با شرکت برق و همکاری با شرکت راهبر نیروی خراسان بود. در آن شرایط بود که رویای پرواز و حرفه ای تر شدن در این رشته را هر روز و شب تکرار می کردم و فعالیت های مستمر من در پشت این قوطی کوچک جادویی هر روز بیشتر و بیشتر می شد. نه خبر از اینترنت پرسرعت بود، نه هارداکسترنال ۱ ترابایتی، نه خبری از کتابهای اورجینال مایکروسافت و مجازی و نه خبری از مالتی مدیاهای آموزشی CBT – LearnKey و هزار درد دیگه مربوط به Update شدن و …

در سال ۸۴ برای گذراندن مقطع کارشناسی روانه شهر همسایه، شهر خیام و عطار شدم و تا چشم بر هم زدیم دوران کارشناسی با کلی خاطرات قشنگ گذشت! در همان دوران با یکی از چهره های دوست داشتنی و تاثیر گذار در زندگیم آشنا شدم؛ مرتضی خدیوی عزیز! یکی از بهترین دوستانم که مرا از قفس تهی و کوچک شهر جدا کرد و مهندس مایکروسافت شدن را برایم به یک رویای دست یافتنی تبدیل کرد. یک الگوی فکری دوست داشتنی تا به امروز! بعد از سالها تجربه کار حرفه ای برای شرکت ها و سازمانهای مختلف، هنوز هم باور دارم که در نقطه آغاز این علم قرار دارم، نه قبولی در آزمونهای بین المللی، نه گرفتن MCT مایکروسافت،نه متخصص مجازی سازی شدن و نه خیلی از این رویاها از اشتیاق یادگیری نمی کاهند. بقول انیشتین: “وقتی شما یادگیری را متوقف می کنید، مردن را آغاز کرده اید!”

راه اندازی یک بلاگ شخصی، فروم تخصصی IT و به اشتراک گذاشتن تجربه ها و آموخته هایم، شاید ادا کردن کمترین دینی باشد که در مقابل جامعه، دوستان و متخصصین علاقه مند دارم و از نگاهی دیگر این نوعی تمرین است برای تکرار و خودآموزی.

می نویسم تا همه بخوانند. شاید کسی چیزی یاد بگیرد و استادی اشتباه مرا بگیرد. تا هم من پیشرفت کنم و هم آنان که در جستجوی یادگیری هستند!  می نویسم برای آنانکه می خواهند آغاز کنند …

اراتمندتان : امید